بود؛ در زوتفن و احتمالاً در پراگ يا (پاريس؟) تحصيل كرد. در سال 1384 به دونتر بازگشت و در آنجا رادِوينس او را به پيوستن به برادران زندگي مشترك تشويق كرد. خيليزود برجستهترين محقق آن جمعيت و نماينده و مدافع اصلي آن شد. در چهارم دسامبر 1398 براثر يك بيماري ناگهاني درگذشت.
او كتابهاي زيادي نوشت، كه مهمترينش دفاعيهاي است از برادران در برابر راهبان. در فصل هفتم مساعي خود را براي ترجمهٴ
كتاب مقدس به زبان محلي توجيه ميكند و شرح ميدهد كه كداميك از كتابهاي هلندي را ممكن است مردم عادي بخوانند و كدامها را نخوانند. كتابهاي مقدس به زبانهاي محلي زمان خودشان نوشته شدهاند (عبري و يوناني) نه به لاتيني؛ چرا بايد كسي مجبور باشد آنها را به لاتيني بخواند و حق نداشته باشد به يكي از زبانهاي محلي مطالعه كند؟ خواندن كتابهاي مقدس يا خوب به زبان محلي عيب نيست، بلكه تنها خواندن كتابهاي بد، از قبيل كتابهاي الحادي عيب است.1
كتاب ديگري از زِربولت به نام درباب اعتلاي روح تاحدي بر اساس اثر مشابه رادِوينس تأليف شده و يك دورهٴ واقعي از ورزشهاي روحاني است كه دستكم مدت دو قرن تأثير وسيعي اعمال كرد، بهويژه بر سنت ايگناتيوس ليولايي.
او رسالهاي هم در باب كتاب عبارات پطروس لومباردي (دوازدهم ـ2) نوشت.
ب. مسيحيت شرقي
1. بيزانس
مانوئل كالكاس
عالم دين بيزانسي (وفات: 1410).
مانوئل از خانوادهاي معروف در قسطنطنيه بود، كه قبلاً توسط يوآنس كالكاس بطريق از سال 1334 تا 1347 شهرت يافته بود. وي وارد صومعهٴ دومينيكي پرا (از نقاط حومه در كرانهٴ شمالي قرن الذهب) شد و عمر خود را مصروف دفاع از فلسفه و دين كاتوليكي در برابر ارتدكس بيزانسي و هسيكاسم كردــ او در سال 1410 در ميتيلنه درگذشت.
مهمترين آثارش عبارت است از: 1) درباب ذات و اعمال خداوند؛ 2) رساله درباب تجلي روحالقدس، كه در چهار مقاله نظر كليساي كاتوليك را در مخالفت با كليساي ارتدكس بيان ميكند؛ از جمله نقلقولهاي زيادي از آباي لاتيني كليسا ميآورد (بيشتر از اوگوستين)، همچنين